فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 39
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مىرسد كه نويسنده در اين قسمت تحت تأثير انديشههاى عارفانهء پير خود جمال الدّين اردستانى قرار داشته است . پس از ذكر خلافت على بن ابى طالب ، نخست به شرح خلافت امام حسن و سپس وقايع جانگداز كربلا مىپردازد . در اين بخش به حديث « مدّة الخلافة بعدى ثلثون سنة ثمّ يكون بعد ذلك ملكا عضوضا » « 1 » ، استناد مىكند كه در كتاب ديگر خود سلوك الملوك آن را چنين تفسير كرده است : خلافت بعد از من سى سال باشد و پس از آن باشد خلافت ملكى كه به دندان گزند يكديگر را ، و به شوكت ستانند آن را . و اين پنج را خلفاى راشدين گويند كه خلافت ايشان به اجماع صحابه منعقد شده ، و راه راست شرع و دين در زمان ايشان صراط مستقيم سلوك شد و اكثر احكام دين و اجماعات در دور خلافت ايشان مقرّر گشت . « 2 » به نظر نويسنده ، چراغ دودمان رسالت در زمان بنى اميه فرو مرد . هر چند كه اولاد بنى اميّه با تدبير و سياست خلافت را به چنگ آوردند و در اطراف عالم آوازهء حكومت خود را منتشر ساختند ، امّا « مدعاى ايالتشان بىدليل و پايهء امامت در عهدشان ذليل بود » « 3 » . نظر اخير او دربارهء خلفاى اموى به عنوان فقيهى شافعى قابل توجّه است . زبيدى شافعى نيز مانند فضل اللّه بر اين باور است كه دوران سى سالهء خلافت ، كه در حديث مذكور به آن اشاره شده ، با خلافت حسن بن على پايان يافته است و آن حضرت كه خلافت را به معاويه واگذار نمود ، صرفا از روى ضرورت بود . چون معاويه عزم جنگ و تصميم به خونريزى داشت ، ولى نظر امام بر جنگ و خونريزى نبود . به همين جهت ، خلافت را به معاويه واگذار كرد تا خون مسلمانان محفوظ بماند . اهل سنّت اتّفاق نظر دارند بر اينكه معاويه در ايّام خلافت امام على از جملهء ملوك و پادشاهان بوده است نه از خلفا . « 4 » از بين خلفاى اموى تنها عمر بن عبد العزيز را كه از سوى مادر نسبش به عمر بن
--> ( 1 ) . عالمآراى امينى ، 20 . ( 2 ) . سلوك الملوك ، 82 . ( 3 ) . عالمآراى امينى ، 21 . ( 4 ) . اتحاف السعادة المتقين ، ج 2 / 220 ، 226 .